دوست دارم می پرستم... - تاریخ: 1392/7/23 ساعت: 17:14
از کسي که دوستش داري ساده دست نکش. شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي و از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبور نکن .چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشد تو را دوست می دارم٬نمی دانم چرا٬ شاید این طبیعت ساده و بی آلایش من٬ حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد. ولی سخت در این...
گاهی آرزو میکنم... - تاریخ: 1392/7/23 ساعت: 17:14
گاهي آرزو مي کنم... کاش هرگز نمي ديدمت تا امروز غم نديدنت را بخورم!!!کاش لبخندهايت آنقدر زيبا نبودند که امروز آرزوي ديدن يک لحظه فقط يک لحظه از لبخندهاي عاشقانه ات را داشته باشم! کاش چشمان معصومت به چشمانم خيره نمي شد تا امروز چشمان من به ياد آن لحظه بهانه گيرند و اشک بريزند! کاش حرف هاي دلم را بهت ...
کاش می توانستم فراموشت کنم - تاریخ: 1392/7/23 ساعت: 17:14
کاش ای تنها امید زندگی می توانستم فراموشت کنم... یا شبی در خلوت سوزان دل در نصیب سینه خاموشت کنم...کاش احساس نیاز دیدنت چون وجودت از وجودم دور بود... در دلم اتش نمی زد ان نگاه کاش چشمانم در ان دم کور بود...می روم شاید فراموشت کنم در نصیب سینه خاموشت کنم... میروم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم ازاد...
تقدیم به..... - تاریخ: 1392/7/23 ساعت: 17:14
ای سر چشمه ی محبتای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز استچگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود بگذار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین استچه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردیتو هوای دلم را با طراوت کردی زمانی که با تو ...
بنشیـن تــا بگویــم... - تاریخ: 1392/7/23 ساعت: 17:14
تاحالا آرزو کرده اید؟ هیچ تا حالاآرزو کرده اید برگردید به صفاوسادگی دوران مادر بزرگها وپدر بزرگها؟با همان صافی وسادگی قدیمی،بدونه هیچ گونه فریب،بی هیچ ریا وظاهر سازی. هیچ آرزوکرده اید کاش برمی گشتیم به رزگاری که دیوارها کوتاه بود و درهای خانه ها این همه قفل وبست نداشت و پنجره ها این همه نرده وحفاظ پ...
ت ن ه ا - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
زندگــــــــــــــــــــــــی پانتـــــــــــــــومیم است . . . حرف دلت را به زبـــــــــــــان آوردی . . . بـــــــــــــــــــــــــــــاخـتــــــــــــــــــــــــــــــــی . . . !من باختم به خود باختم . . . به تصویر غلط فرشته های آدم نما باختم . . . حال که گوشه ی اتاقم حماقتهایم را میشمارم . . ....
درد - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
می دانــست از تَنــــهایی می تَرســـَــم .... تَنــهـــایم گُذاشــــــــت !از پـــیــچِِ کـ ــ ــوچه که گــُـذشــتـــــــ .... چِشــــــمهایم مــــُرد ! آرزِوهــــــــایـــَمـــ ـ ـــ رَنـــگ بــاخـــ ــ ـت .....گاهیــــــــ ـــ ــــ ....صــدایِ نَـــفـــَس هایــــش را حـــِــس می کُنـــم ...بـا ایـ...
sorry. - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
اومدم از همتون معذرت خواهی کنم.حالم این روزا خوب نیس برام دعا کنید.شرمنده داداش ایمان.داداش آمانج.داداش میثم.داداش ایلیا. ابجی زهره و ابجی مهسا.برام دعا کنید.حالم بهتر بشه میام سر میزنم بهتون.
درس - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
از آدم های اطرافم رسم زمانه را آموختمزندگی ب من آموخت دل نبندمکسی را عزیزتر از خود ندانمدلنبندمدنبال کسی نرومعاشق نشومو...فقط خودم را دوست بدارمدلتنگ نشومدیگر شبها گریه نکنمو...ب هیچ کس اعتماد نکنم...اینها را هرشب ۱۰۰بارجریمه مینویسم ک مباداباز تجدید روزگار شوماز خدا طاقت میخواهم ک بتوانم ب تنهایی ا...
انتظار - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
امروز هم گذشت نیامدیناشُکر نیستمفردا هم روزِ خداست... به سلامتی تنهایی که هر وقتبهش خیانت کردم باز اومد سراغم به قول اردلان...!تو دلم ول وله ست واسه خواستنت
دعا کنید - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
این روزا با قلبای شکستتون با دلای پاکتون برای لیلا دوست بردیا دعا کنید...التماس دعا.
این روزها - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
این روزها دیگر حاله خودم را نمیدانم گاهی میگریم ُگاهی میخندمگاهی شادم گاهی غم دارم گاهی زنده گاهی در گور خفته گاهی تنها گاهی پراز دیگرانگاهی پرامید گاهی نا امیدتنها و بی تو اما با یادتو...
غریبی... - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
غربت را نباید در الفبای شهر غریب جستجو کردهمین که عزیزت نگاهش را به طرف دیگری کرد غریبی...
شرمنده ام - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
برای ی مدتی نیستم حالم این روزا خوب نیس خیلی داغونم ی مدتی ب تنهایی احتیاج دارم.هربار ب شیوه ای دلم را میشکست ...اما این بار ب گونه ای دیگر ...با دستان خودم دلم را شکست.خواستم این بار پیش دستی کنم و ...دلش را بشکنم ...اما خودم خورد شدم و ازهم پاشیدم.اما اینبار ارامم کرد و تکه ها ی از هم پاشیده شده ا...
دوست دارم - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 18:56
پرسید چقدر مرا دوست داری ؟سکوتی کردم . چند لحظه به چشم هایش خیره شدم ...گفتم : دوستت دارم به آن اندازه ای که عاشقتم . عاشق یک عشق واقعی . عاشق تو ...عاشقی که برای رسیدن به تو لحظه شماری می کند .به عشق این لحظه های انتظار * دوستت دارم * .به اندازه ی تمام لحظات زندگیم تا آخر عمر عاشقتم ...به عشق اینکه...
نامردی.................. - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 17:28
اومدم بنویسم خیلی شبیه حیوون ها هستی اماوقتی یاد نجابت اسب افتادموقتی یاد وفاداری سگ و اون نگاه مهربونش افتادموقتی یاد نهنگ افتادم که به جفتش تا آخر عمرش وفادار می مونهوقتی یاد شیر افتادم که اگر گرسنه نباشه ، شکار نمی کنهوقتی یاد قو افتادم که غرورش رو خیلی دوست دارهوقتی یاد مرغ عشق افتادم که بدون جف...
تو که می دانستی... - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 1:09
تو که میدانستی با چه اشتیاقی… خودم را قسمت میکنمپس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم… جوابم نکردی… برای خداحافظی… خیلی دیر بود… خیلی دیر !
من که تصویری ندارم... - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 1:09
من که تصویری ندارم در نگاه هیچکس / خوب شد هرگز نبودم تکیه گاه هیچکس / کاش فنجانی نسازد کوزه گر از خاک من / تا نیفتد در دلم فال سیاه هیچکس / بهترین تقدیر گلها چیدن و پژمردن است / سعی کن هرگز نباشی دلبخواه هیچکس ...
دیدمش... - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 1:09
دیدمش ... تنم لرزید دلم خواست محو تماشایش باشم ؛ دلم خواست تا آخر عمر به او خیره باشم دلم خواست ... اما این شرم نگذاشت ؛ چون بنفشه ای سر به زیر افکندم ؛ به زمین خیره شدم و او به آرامی از کنارم گذر کرد ؛ با خطی از عطر دورم حصار کشید این دلخواه ترین اسارتی است ؛ که عادلانه ترین حکمش حبس ابد من است
بــه خـاطــر تــو - تاریخ: 1392/7/22 ساعت: 1:09
پرسید به خاطر کی زنده هستی؟با اینکه دوست داشتم با تمام وجودم داد بزنم بخاطر توبهش گفتم به خاطر هیچ کسپرسید پس بخاطر چی زنده هستی؟با اینکه دلم داد میزد بخاطر دل توبا یک چشم پر از اشک گفتم بخاطر هیچ کس.ازش پرسیدم تو بخاطر چی زنده هستی؟درحالی که گریه میکرد گفت:بخاطر کسی که برای هیچ زنده است...